هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
82
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
اين دنيا ترجيح مىداد . ولى همينكه سال دوم هجرت پيامبر آغاز گرديد و نشانههاى ثبات و آرامش بر مسلمانان هويدا گشت سيل خواستگاران رو به سوى پيامبر آوردند و دخترش را از وى مىخواستند و او با زبان خوش و رويى گشاده به همهء آنها پاسخ مىداد : « من در انتظار فرمان الهى هستم » ؛ بدون ترديد امام على ( ع ) از كسانى بود كه به ازدواج با فاطمه اميد بسته بود ولى شرم و خجالتش مانع از آن مىشد كه موضوع را با پيامبر در ميان بگذارد و البته ازدواج ، خود مستلزم فراهم آوردن امكانات مادى معينى است كه او فاقد آنها بود ولى گروهى از يارانش او را تشويق مىكردند كه اقدام به اين كار كند و ما در اينجا ناگزير خلاصهاى از آنچه كه در تأليفات سيرهء پيامبر و مجاميع حديث دربارهء ازدواجش با او با چنان مهريهء اندك و جهيز سادهاى كه بنا به توصيف مورخين و محدثين سادهتر از آن يافت نمىشد آمده ، بازمىگوييم . در كتاب « كافى » كلينى به نقل از حسن بن محبوب و او به نقل از حبيب سجستانى آمده كه مىگويد : از امام باقر ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : فاطمهء زهرا دخت پيامبر پنج سال پس از بعثتش به دنيا آمد و هنگامى كه زندگى را بدرود گفت تنها هيجده سال و هفتاد و پنج روز داشت و بنابراين به هنگام ازدواج تقريبا 9 ساله بوده است . طبرى در تاريخ خود ده سالگى را به هنگام ازدواج او ترجيح مىدهد و روايت پانزده سالگى و جز اينها نيز وجود دارد . در « كشف الغمة » به نقل از امام صادق ( ع ) آمده كه ايشان فرمودهاند : اگر خداوند متعال امير المؤمنين على ( ع ) را نمىآفريد بر روى زمين ( همسرى ) برازندهء فاطمهء زهرا يافت نمىشد ؛ صاحب كتاب « الفردوس » همين مطلب را از پيامبر ( ص ) نقل كرده است . در « مناقب » ابن شهر آشوب آمده كه در كتب صحاح به اسانيد موثق روايت مشهورى از ابن عباس و عبد اللّه بن مسعود و البراء بن عازب و ديگران به عبارتهاى مختلف ولى با يك مضمون نقل شده كه ابو بكر و عمر بن الخطاب از جمله كسانى بودهاند كه پس از استقرار پيامبر در مدينه ، فاطمهء زهرا را از وى خواستگارى كرده و بر اين خواسته اصرار داشتهاند و پيامبر با اين سخن به ايشان پاسخ داده است : ( من منتظر فرمان خدا دربارهء او هستم ) . و در « الطبقات الكبرى » ابن سعد آمده كه ابو بكر و عمر بن الخطاب كه فاطمه را از